اصغر دادبه، استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی در گفتوگو با ایکنا درباره جهانبینیها گفت: جهانبینی را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: بخش نخست، ایدئولوژی یا علم کلام است که کارش اثبات باورهای پذیرفتهشده و نفی دیگر اندیشههاست. بخش دوم نیز جهانبینی فلسفی است که در آن هرکس حق دارد بیندیشد و هیچکس مجاز نیست دیگری را وادارد که مانند او فکر کند. در این نگاه، هر فردی میتواند آزادانه بیندیشد و به گفتوگو بپردازد. اگر این جهانبینی بر جهان حاکم شود، جهان به گلستانی از آشتی بدل گشته و همه مشکلات از میان خواهد رفت.
عرفان شکلی از فلسفه است و تنها روششناسی آن متفاوت است. مذهب و باور عشق، برآمده از اندیشه فلسفی است و نتیجه این نگرش است که انسانها میتوانند بر پایه آن بیندیشند و به تعبیری «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» و «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» را سرلوحه خود قرار دهند. اگر چنین اندیشهای را در شمار آموزشهای خود بگنجانیم و به کودکان بیاموزیم که باید به باورهای دیگران احترام بگذارند، بیگمان بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
امروز شاهدیم که علم کلام که پیشینهای در «اسکات خصم» و خاموش کردن اندیشههای مخالف داشت، اکنون به جایگاهی رسیده که بر تبیین درست دیدگاههای خود تأکید میورزد و این نشان میدهد که این دانش تا اندازهای رنگوبوی فلسفی به خود گرفته و دیگر در پی خفه کردن صدای دیگران نیست. از این رو، باید کودکان خود را با این طرز فکر آشنا کنیم که خداوند انسان را آزاد آفریده و باید به اندیشه دیگران احترام گذاشت و اجازه داد افراد سخن خود را بیان کنند. اگر فرزندانمان این اجازه را به اندیشههای مخالف بدهند و طرف مقابل نیز ظرفیت و گشادهرویی آنان را ببیند و درک کند، زمینه جذب و همگرایی فراهم خواهد شد. بنابراین، باید برای نزدیک شدن به جهانبینی نوع دوم، یعنی جهانبینی فلسفیِ مبتنی بر آزاداندیشی، بکوشیم.
انتهای پیام